دلم امشب ز سوز عشق چون پروانه می سوزد"
شبی دارم که بر حالم دل بیگانه می سوزد
+ نوشته شده در جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 17:42  توسط فرزانه
|
فلک در قصد آزارم چرایی؟
گلم گر نیستی خارم چرایی؟
تو که باری ز دوشم برنداری
میان بار سربارم چرایی؟
+ نوشته شده در جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 17:31  توسط فرزانه
|
گهی ره دیر و گهی راه حرم می پویم
مقصدم دیر و حرم نیست تو را می جویم(هاتف اصفهانی)
+ نوشته شده در جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 17:26  توسط فرزانه
|
امشب کجاست مهر درخشانم؟
بی ماه روی او شب من تار است
در خواب ناز رفته"نمی دانم
یا همچو من نشسته و بیدار است(مهدی سهیلی)
+ نوشته شده در جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 17:22  توسط فرزانه
|
به آسمون سپردم چشم از تو بر نداره"مراقب تو باشه سرت بلا نیاره"
تا تو نخوای نتابه"دلت گرفت بباره
سپردم با تو باشه"هرگز تنهات نذاره
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 19:15  توسط فرزانه
|
خدایا من آن بید خشکم که در دام بادم کمک کن نلرزم
من آن سنگ سختم که در دام سیلم کمک کن نلغزم
زمانی فتادم مرا خار دیدند"چو دستم گرفتی کمک کن نترسم
کمک کن نیفتم که من راز دل با تو گفتم
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 19:11  توسط فرزانه
|
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم"نه لبخند می زنیم نه شکایت میکنیم فقط سکوت میکنیم
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 11:20  توسط فرزانه
|
هر شب ز غم عشق تو من خواب ندارم
فکر دل من کن که دگر تاب ندارم
بس گریه نمودم ز فراق غم عشقت
چشم به زبان آمد و گفت اشک ندارم
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 10:53  توسط فرزانه
|
عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم
مهرت به سرای من بخوابد چه کنم
یک دم به سوال من جوابی بده دوست
روزی که دلم تو را بخواهد چه کنم
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 10:3  توسط فرزانه
|
وحشت از عشق که نه" ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه"ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم"صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن نا خواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ"که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست"مقصر دل دیوانه ماست
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 9:58  توسط فرزانه
|